چگونه «حروف سربی» جایگزین «سنگ» در صنعت چاپ شدند و فضای فکری خراسان را دگرگون کردند؟ | خشت‌های بنای آگاهی

  • کد خبر: ۳۹۵۴۴۴
  • ۰۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۱
چگونه «حروف سربی» جایگزین «سنگ» در صنعت چاپ شدند و فضای فکری خراسان را دگرگون کردند؟ | خشت‌های بنای آگاهی
سفری که از اختراع گوتنبرگ در قلب اروپا آغاز شده بود، پس از قرن‌ها تأخیر و گذر از تبریز و تهران، سرانجام در اواخر دوره قاجار به مشهد رسید.
حسین بیات
خبرنگار حسین بیات

به گزارش شهرآرانیوز؛ در روزگاری که صدای خوش‌نویسان و کاتبان در حجره‌های تاریک مشهد طنین‌انداز بود و چاپ سنگی با همه محدودیت‌هایش تنهاراه انتشار کلمات به حساب می‌آمد، جریانی نو در دل این شهر مقدس جوانه زد. سفری که از اختراع گوتنبرگ در قلب اروپا آغاز شده بود، پس از قرن‌ها تأخیر و گذر از تبریز و تهران، سرانجام در اواخر دوره قاجار به مشهد رسید.

این گزارش، روایتی است از ورود «چاپ سربی»؛ فناوری نوظهوری که نه‌تنها سرعت انتشار اخبار را دوچندان کرد، بلکه به سلاحی در دست مشروطه‌خواهان و روشن‌فکران مبدل شد تا مشهد را از پیله سنت به سوی دنیای مدرن پرواز دهند. امروز با تکیه بر اسناد تازه‌منتشرشده و بازخوانی تاریخ، به بررسی دو دهه حیاتی ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ قمری برابر با ۱۲۸۱ تا ۱۳۰۱ خورشیدی می‌پردازیم که در آن چاپخانه‌های «طوس» و «خراسان» پیشگام هستند و ستون‌های تمدن نوین رسانه‌ای را در این مرز و بوم بنا نهادند.

نکته: این گزارش از تلخیص و تغییر مقاله «ظهور و استقرار چاپ سربی در مشهد (۱۳۲۰ تا ۱۳۴۴ قمری)» نوشته مصطفی لعل‌شاطری استخراج شده است. اصل این مقاله هجدهم اسفند ۱۴۰۳ در نشریه کتابداری و اطلاع‌رسانی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی منتشر شده است.

چگونه «حروف سربی» جایگزین «سنگ» در صنعت چاپ شدند و فضای فکری خراسان را دگرگون کردند؟ | خشت‌های بنای آگاهی

از گوتنبرگ تا مشهد؛ تأخیری که به انفجار آگاهی ختم شد

تاریخ چاپ در ایران همواره با فرازونشیب همراه بوده است. درحالی‌که جهان در اواسط قرن پانزدهم با اختراع گوتنبرگ تکان خورد، ایران تا دوره صفویه و تلاش‌های ارامنه جلفا صبر کرد تا طعم حروف سربی را بچشد. اما مشهد، به‌عنوان یکی از مراکز غیرکانونی، دیرتر از تبریز و تهران به این جرگه پیوست و چاپ را متمایز از دیگرکانون‌های این حوزه تجربه کرد؛ به این معنا که در دوره دوم چاپ سربی کشور، مشهد هنوز با چاپ سنگی سرمی‌کرد.

باید گفت که فعالیت چاپ در مشهد، با تأسیس یک چاپخانه سنگی واقع در صحن جدید (آزادی) به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌های فرهنگی آستان قدس رضوی، با حمایت مؤتمن‌الملک، متولی وقت، در ۱۲۹۴ قمری با انتشار «منتخب القصاید» اثر راقم مشهدی، آغاز شد. پس از آن دیگرچاپخانه‌های سنگی که غالبا شخصی بودند، در مشهد تأسیس شدند. با این‌حال، اطلاعات گسترده‌ای از آن‌ها در دست نیست و صرفا می‌دانیم که وجه مشترک همه آنها، انتشار کتاب بوده است.

بر اساس اندک‌شواهد موجود، اولین چاپخانه سربی مشهد از راه تفلیس وارد شد و کارکنان آن ترکت‌بار بودند؛ چنان‌که اصطلاحات ترکی همچون رازبور (به‌هم‌زدن) لینیک (حاشیه)، رامکا (چهارچوب) و ... از سوی آنان در مشهد رواج یافت و حتی اسباب و ادوات مورداستفاده تا مدت‌ها در این شهر به همان نام‌های روسی رایج و معمول بود.

نخستین جرقه‌های تبلیغاتی برای این نوع چاپ سال ۱۳۱۸ قمری در شماره ششم نشریه «ادب» مشهد به مدیریت ادیب‌الممالک فراهانی زده شد؛ جایی که نویسنده‌ای که احتمالا خود ادیب باشد، با هیجان از فواید «مطبعه سربی» برای بیداری ملت و ترجمه علوم خارجه سخن می‌گفت تا شاید مردم «بعد از اطلاع به منافع آن درصدد آوردنش» برآیند.

به‌هرروی، چاپ سنگی (لیتوگرافی) تا پیش از سال ۱۳۲۰قمری (۱۲۸۱ خورشیدی) حاکم مطلق مشهد بود، اما نیاز‌های اداری آستان قدس رضوی و عطش روزنامه‌نگاران برای سرعت‌بخشیدن به نشر افکار، راه را برای ورود دستگاه‌های سربی، به‌خصوص هم‌زمان با دوره مشروطه، هموار کرد. بنا به گزارش روزنامه ایران سلطانی مورخه بیست‌وپنجم ربیع‌الاول ۱۳۲۵ قمری، برابر با هجدهم اردیبهشت ۱۲۸۶ خورشیدی، «از نتایج ابتهاض عقلانی و جنبش و بیداری ناگهانی اهالی ایران که در هرجا که سر برداشته به وسایل ترقی پرداخته و نخستین باب ترقی را ترویج و توسعه دایره شناخت معارف شناخته، این است که در ارض اقدس خراسان به‌تازگی چند باب مطابع چاپ سنگی و حروفی معتبر دایر گشته و دو سه جریده مفیده احداث شده است.»

چگونه «حروف سربی» جایگزین «سنگ» در صنعت چاپ شدند و فضای فکری خراسان را دگرگون کردند؟ | خشت‌های بنای آگاهی

چاپخانه طوس؛ میراث میرمرتضی موسوی

نخستین قهرمان این داستان، میرمرتضی موسوی (قراباغی) است. او که از مهاجران قفقازی بود، فنون چاپ و صفحه‌بندی را در روسیه آموخت و با خود دستگاهی از راه تفلیس به مشهد آورد. او سال ۱۳۲۰ قمری «دارالطباعه طوس» یا همان «چاپخانه سربی نوبنیاد» را به‌عنوان نخستین چاپخانه سربی در مشهد در کاروان‌سرای ملک تأسیس کرد؛ جایی که بعد‌ها و در سال ۱۳۱۳ خورشیدی با هجده کارمند و قدرت چاپ ۲۰هزار ورق در روز، به قلب تپنده نشر مشهد تبدیل شد.

این چاپخانه در حوزه مطبوعات با انتشار روزنامه بشارت در ۱۳۲۴ قمری، برابر با ۱۲۸۶ خورشیدی، ادامه داد و طی دو دهه بعدی روزنامه‌های خورشید، خراسان، طوس، نوبهار، اطلاعات یومیه، مینو، کاشف‌الاسرار، چمن، آگاهی، شرق ایران، الکمال، مهرمنیر، آزاد و آزادی را نیز چاپ کرد که بیشتر به‌علت ناکارآمدی نسبی چاپ سنگی بود.

محمدصادق تبریزی (معتمدالسلطان)، صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول نشریه خورشید، درباره تغییر شیوه چاپ سنگی به سربی پس از پنج شماره از نشریه در ۱۳۲۵ قمری چنین آورده است: «جمعی از هواخواهان معارف و مروجین جراید که در ترقی و پیشرفت مطبوعات همت و اقدام در تکمیل نواقص آن‌ها دقت و اهتمامی می‌فرمایند، طبع خورشید را در مطبعه سنگی صلاح ندانسته، تبدیل او را به مطبعه حروف سربی که امروزه معمول و متداول مطبوعات بلاد متمدنه است، اظهار و اصرار می‌فرمودند و دلایل چندی هم در اثبات فرمایشات خود اقامه می‌فرمودند؛ از قبیل درشتی خط و عدم گنجایش غالب مطالب این هفته در هفته آینده منتشر می‌شود و این مطبعه سنگی هم که داریم، از هر جهت ناقص است.» چاپخانه طوس همچنین در رقابت با دیگرچاپخانه‌های مشهد، با مراکز خصوصی و دولتی فراوانی در تعامل بود که ازجمله آنها، آستان قدس رضوی بود. در اسناد باقی‌مانده، برات‌های خزانه آستانه مقدسه دیده می‌شود که با سربرگ چاپی و نام مدیر چاپخانه (الموسوی) مزین شده‌اند.

لباس التقوی (۱۳۲۲ قمری) از نخستین آثار چاپخانه طوس در حوزه مذهبی است، اما خروجی این چاپخانه همچنین نشان می‌دهد که فقط به کتب مذهبی سنتی اکتفا نکرده و در دهه ابتدای فعالیت خود چهارده جلد کتاب مختلف مطابق با سلیقه روز جامعه، متونی با رویکرد سیاسی، حقوقی و حتی رمان‌های ترجمه‌شده نیز به بازار روانه کرده است.

اصول دموکراسی (۱۳۲۹قمری) که نشان‌دهنده نفوذ افکار مشروطه‌خواهی است، از همین جمله است. میرمرتضی موسوی فقط صنعتگر نبود؛ او در میانه آشوب‌های سیاسی دوره پسیان دستگیر و حتی به اعدام محکوم شد، اما سرانجام به‌عنوان «پدر صنعت چاپ سربی مشهد» شناخته شد.

چگونه «حروف سربی» جایگزین «سنگ» در صنعت چاپ شدند و فضای فکری خراسان را دگرگون کردند؟ | خشت‌های بنای آگاهی

چاپخانه «خراسان»؛ میراث شیخ‌احمد بهار

دومین قطب بزرگ چاپ، «مطبعه خراسان» بود که اوایل سال ۱۳۲۷ قمری، برابر با اواخر ۱۲۸۷ خورشیدی، توسط سیدحسین اردبیلی تأسیس شد و سپس با مدیریت شیخ‌احمد بهار به اوج رسید. بهار با خرید ماشین پنج‌ورقی ساخت فرانسه که با دست کار می‌کرد، تحولی در کیفیت چاپ این چاپخانه و مشهد ایجاد کرد. او در خاطراتش می‌نویسد: «بعد از طی مراحل سهمناک و دچارشدن با حادثات خطرناک و محبوبیت کامل جریده بهار (شروع انتشار ۱۳۳۵ قمری)، درنتیجه مساعدت

شاهزاده اجل، آقای حاج‌مرتضی‌میرزا که مالک چهار قسمت از شش قسمت مطبعه خراسان بودند، مالک این مطبعه شدم و وجه آن را قبله‌گاهان معظم ضمانت کردند و به فاصله یک سال تأدیه شد و دو سهم دیگر را که متعلق به آقای سالار ممتاز [رئیس انجمن بلدی مشهد و نماینده مجلس]و آقای میرزاهاشم‌خان محیط مافی [مدیر روزنامه‌های طوس و وطن]بود، بعد از شش‌ماه خریداری کردم.... در این بین مسافرت پیش آمد. زیرا مطبعه دارای حروف و اثاثیه کامل نبود و ضرر داشت. ناچار مبلغی کافی از مشهد و تهران قرض کردم تا آنکه بعد از سه سال توانستم حروف و اثاثیه کافی وارد نمایم. اثاثیه جدید وارد شد و جلب توجه عامه را نمود.»

نکته جالب‌توجه، انتشار «نظام‌نامه» چاپخانه خراسان در سال ۱۳۳۹قمری بود. در این سند، مورخه دوازدهم ذیحجه ۱۳۳۹ قمری، زمان دقیق تحویل سفارش‌ها (از دو ساعت برای اعلانات فوری تا پنج روز برای کتاب‌های قطور) مشخص شده که نشان‌دهنده شکل‌گیری نظم صنعتی در مشهد است.

در اعلان، نظام‌نامه فعالیت و تحویل سفارش چاپخانه خراسان چنین توضیح داده شده است:

«از صبح تا نیمه‌شب همیشه دایر است و در تمام شبانه‌روز سفارشات را قبول می‌نماید و برای آنکه اشخاص در موقع دادن یک سفارشی بدانند کی کار آن‌ها حاضر و آماده خواهد بود، به موجب این نظام‌نامه با رجوع‌کنندگان رفتار خواهد نمود:

۱. تمام اعلانات دولتی که فوری باشد، بعد از یک‌ساعت‌ونیم حاضر می‌شود، مگر اینکه از نیم‌ورق معمول بیشتر باشد. در آن صورت بعد از دوساعت‌ونیم الی سه‌ساعت تقدیم خواهد شد.

۲. سفارشات متفرقه درصورتی‌که کمتر از هزار باشد، بعد از هشت‌ساعت و درصورتی‌که بیشتر الی سه‌هزار، بعد از دوازده‌ساعت تسلیم می‌شود و هرگاه عجله داشته باشند، وقت آن مطابق وقت اعلان یعنی دوساعت‌ونیم و سه‌ساعت خواهد بود.

۳. دفاتر بزرگ که بایستی چندین دفعه زیر ماشین برود، بعد از بیست‌وچهار ساعت تسلیم خواهد شد.

۴. سفارشاتی که صحافی داشته باشد، درصورتی‌که بالغ به سه‌هزار باشد، بعد از دو روز تسلیم می‌شود.

۵. سفارشات بیشتر از سه‌هزار با صحافی برای آنکه رفع احتیاج بشود، بعد از دوازده‌ساعت تدریجا داده می‌شود و تا پنج روز به اتمام می‌رسد.

۶. کتاب‌هایی که حروف‌چینی آن‌ها زیاد است، از قبیل نظام‌نامه‌ها، دیوان‌ها، رمان‌ها، تاریخ‌ها و ... روزانه یک ورق و در صورت عجله دو ورق معمول پشت‌ورو به طبع خواهد رسید و مدت آن به نسبت عده اوراق تعیین خواهد شد. در این صورت راه عذری برای احدی در ارجاع به این مطبعه باقی نخواهد بود و هرگاه مطبعه از این قرارداد تخلف بورزد، ضامن خسارت رجوع‌کنندگان خواهد بود و حق دریافت اجرت طبع نخواهد داشت.»

چاپخانه خراسان دو دهه آغازین فعالیت چاپخانه‌ها در مشهد به‌ترتیب روزنامه‌های خراسان، اطلاعات یومیه، وطن، شرق ایران، بهار، دانش، تازه‌بهار، جهان زنان، مهر منیر، فکر آزاد، دبستان، خورشیدی، صدای شرق و آفتاب شرق را منتشر کرد. علاوه بر این، در زمینه تولید فرم خام فاکتورها، اعلان‌ها، نامه‌های سربرگ‌دار، گزارش‌های روزانه و به‌ویژه کتاب و نشریات فعالیت داشت.

بخشی از این سفارش‌ها مربوط به آستان قدس رضوی یا اخطار‌ها و اعلان‌ها و احکام همگانی در سطح محلی و ملی از سوی سازمان‌های دولتی یا با سرمایه‌گذاری شخصی یا حزبی بود. این چاپخانه نیز در انتشار کتاب‌ها مدنظر مردم و سفارش‌دهندگان نیز فعالیت داشت و تا پایان دوره قاجار یازده جلد کتاب مختلف چاپ کرد که اندرز پزشکی (۱۳۴۲ قمری) و تاریخ جنگ بین‌المللی (۱۳۴۴قمری) از همین جمله هستند.

چگونه «حروف سربی» جایگزین «سنگ» در صنعت چاپ شدند و فضای فکری خراسان را دگرگون کردند؟ | خشت‌های بنای آگاهی

چاپخانه نور

از دیگرچاپخانه‌های مشهد می‌توان به چاپخانه نور اشاره کرد که به اهتمام حب‌حیدر در ۱۳۴۰ قمری (۱۳۰۰ خورشیدی) تأسیس و مدتی بعد به تهران منتقل شد. از این چاپخانه که در اواخر دوره قاجار در خیابان چهارباغ آغازبه‌کار کرد، اطلاعات گسترده‌ای در دست نیست.

صرفا براساس اعلان معرفی کتاب خدا در طبیعت، اثر کامیل فلاماریون، از سوی مدیر چاپخانه، ابوالقاسم واثق، تا حدودی می‌توان به وضعیت آن آگاهی یافت؛ چنان‌که این اعلان نشانگر عدم توانایی مالی چاپخانه نور و عملا تولیدات چاپی آن بر اساس سفارش افراد و مراکز دولتی و خصوصی است: «چون این کتاب مبسوط یعنی دارای بیش از ششصد صفحه وزیری در دو جلد خواهد شد و طبع و تهیه آن سرمایه معتنابهی می‌خواهد، برای اینکه از حیث سرمایه دچار محذور نشوم، قیمت را دو قسم نموده، یکی برای آقایانی که قبل از طبع خریداری فرمایند و دیگری بعد از اتمام طبع [..]آقایانی که مایل به خریداری سلف هستند، در مطبعه نور به این بنده مراجعه فرمایند و از ولایات نیز توسط پست سفارش را ارسال فرمایند.

در سال‌های پایانی دوره قاجار، بخشی از نیاز‌های چاپی آستان قدس رضوی بر عهده چاپخانه نور بود. بااین‌حال، اوج فعالیت این چاپخانه را می‌توان در حدود ۱۳۰۵ تا ۱۳۲۰ خورشیدی دانست. در این دوران، علاوه بر چاپ کتاب و نشریات، چاپ فاکتور‌ها و حواله انبار‌ها و گاه فرم خام گزارش‌های روزانه آستان قدس رضوی و گاه کارخانه‌های تولیدی مشهد را عهده‌دار بود.

چاپخانه اتحاد

از این چاپخانه نیز اطلاعات گسترده‌ای در دست نیست که به احتمال فراوان علت آن، برجای‌نماندن تولیدات این چاپخانه و شرایط حاکم بر آن بوده است؛ چنان‌که مدیران چاپخانه طوس، نور و خراسان، طی نامه‌ای این موضوع را در ۱۳۰۶ خورشیدی چنین بیان داشتند: «مقام منیع مجلس مقدس شورای ملی [..]در خراسان سه مطبعه وجود دارد که هرکدام به زحمت جمعی تأسیس شده و به هزاران خون دل جریان ناقصی پیدا کرده است. متأسفانه پیشامد سنوات اخیر دارد این مؤسسات را به انحلال سوق می‌دهد. زیرا مطبوعات در خراسان از سه قسم خارج نیست:

 ۱. مطبوعات تجارتی که به‌واسطه بحران‌های اقتصادی به‌موجب احصائیه که در مطابع موجود است، صدی هشتاد تنزل کرده و تجار روزبه‌روز ورشکست شده و بالاخره طبع بَرَوات و سایر مطبوعات تجارتی دارد صورت صفر به خود می‌گیرد.

۲. طبع جراید و لوایح این قسمت را در خراسان سانسور شدید مطبوعات از پا درآورده، به نحوی که روزنامه‌ها رو به نابودی نهاده و آنها هم که هستند، اگر بخواهند یومیه یا هفته‌ای سه نمره و دو نمره بدهند، به‌واسطه معطل‌ماندن مطالب در سانسور، موفق نمی‌شوند و این قسمت هم روی به تخفیف گذارده است. 

۳. مطبوعات دولتی و اوراق رسمی بوده است که حقیقتا دوران مطاع به آنها بوده، آنها هم متأسفانه قسمت عمده را از مرکز می‌فرستند از قبیل مطبوعات گمرک، پست، تلگراف، تذکره و غیره. قسمت مالیه را هم که در مشهد طبع می‌نمودند، اخیرا به امر وزارت مالیه باید از تهران بخواهند و بنابراین، مطابع باید در‌های خود را بسته و از سرمایه خود جدا صرف‌نظر نمایند.»

عصر طلایی روزنامه‌نگاری؛ کلمات در خدمت آزادی

ظهور چاپ سربی در مشهد فقط یک جابه‌جایی تکنولوژیک نبود؛ این فرایند بخشی از بازسازی فرهنگی و هویت مدرن شهری بود. درواقع ترجیح بین چاپ سنگی و سربی در مشهد دوره قاجار، فراتر از تفاوت فناوری، به‌مثابه نماد گذار از سنت به مدرنیته در حوزه نشر بود. ناکارآمدی نسبی چاپ سنگی برای پاسخگویی به نیاز‌های گسترده و پیچیده جامعه در حال ورود به مدرنیته، به‌ویژه در بخش‌های اداری و مطبوعات، باعث توجه به چاپ سربی و سرعت‌بخشی به تکامل فضای رسانه‌ای و شکوفایی مطبوعات مشهد شد که بی‌شک بزرگ‌ترین دستاورد چاپ سربی بود و مشهد را پس از تبریز، شیراز و اصفهان، به چهارمین شهر ایران تبدیل کرد که صاحب روزنامه شد.

تحولات ناشی از ورود چاپ سربی تا حد مشهودی به بازتعریف نقش نشر در نظام اجتماعی مشهد انجامید. حروف سربی، همچنین خشت‌های بنای آگاهی در خراسان بودند و چاپخانه‌هایی همچون طوس و خراسان با اتکا به سرمایه‌های بومی و شبکه‌های محلی، فضایی را ایجاد کردند که در آن «انتقاد اجتماعی» و «خرد جمعی» رشد یابد. چاپخانه‌ها نه‌تنها متولی نشر مطالب رسمی و دولتی، بلکه به‌مثابه بستری برای انتشار انتقادات اجتماعی، تجددطلبی‌ها و فعالیت‌های روشن‌فکری بودند.

علاوه بر تأثیرات نهادی و فناوری، واکاوی متن نشریات و کتاب‌های انتشاریافته بیانگر بلوغ و رشد آگاهی اجتماعی و شکل‌گیری فضایی جدید برای بحث‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است؛ چنان‌که به‌عنوان ابزار‌های اصلی انتقال اندیشه‌های نو و ارتقای سطح سواد عمومی عمل می‌کردند و نقش مهمی در گذار جامعه مشهد از سنت به مدرنیته را عهده‌دار بودند.

چنین محتوا‌های متنوع و گاه نوآورانه، نشانی از بیداری فکری و تحولات ایدئولوژیک بود که به احتمال فراوان فارغ از بسترسازی فناوری چاپ سربی نمی‌توانستند به چنین تأثیرگذاری‌ای دست یابند.

از منظر تحلیلی، مدل ظهور و استقرار صنعت چاپ سربی در مشهد واجد دو ویژگی مشهود بود: نخست، پیوند خلاقانه میان نیاز‌های واقعی جامعه و ظرفیت‌های فناورانه جدید و دیگری، انعطاف‌پذیری ساختار‌های چاپخانه‌ای در پاسخ به تحولات روز و تعامل با نهاد‌های گوناگون. این ساختار برخلاف الگو‌های متمرکز و دولتی در تهران و تبریز، مبنی بر شبکه‌های محلی و تعاملات اجتماعی شکل گرفته و متعاقبا از پویایی و استقلال بیشتری برخوردار بود.

درمجموع، ظهور چاپ سربی در مشهد نه‌فقط به‌مثابه ظهور یک فناوری، بلکه به‌عنوان بخشی از فرایند پیچیده احیای فرهنگی و نمایش ظرفیت‌های رسانه‌ای جمعی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد که نشانی از ترکیب فناوری، قدرت و هویت در مسیر ورود جامعه مشهد به فضایی جدید یا همان مدرنیزاسیون بود.


منبع:

اسناد از سازمان اسناد و کتابخانه ملی و آستان قدس رضوی

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.